باز هم جنگ موضوع هنر! تا چه حد جنگ را مي توان در قالب هنر گنجاند؟ تا چه حد هنر توان آنرا دارد كه جنگ را توصيف كند، توضيح دهد ، تشريح يا بيان كند؟ اين گويا بسته به آن است كه جنگ تا چه حد در اعماق روح هنرمند نفوذ كند و در زندگي اش حضور يابد . جنگ با تمام قدرت خود ، حضوري مقطعي در زندگي دارد.تجربه ايست كه پايان مي يابد.دردها و رنجهاي حاصل از آن نيز تا مدتي ادامه مي يابند وسپس زندگي به تدريج به حالت عادي باز مي گردد.

آيا ميتوان به جنگ خو گرفت؟ عمر جنگ ها عمومآ فرصت خو گرفتن وعادت كردن را به كسي نمي دهد .در واقع تنها بخشي از جامعه وگروهي از انسانها هستند كه خواسته يا نا خواسته ،پس از پايان جنگ با آثار و جراحات دير پاي آن زندگي خواهند كرد.از اين رو ،آنان تجاربي ويژه خواهند داشت.آنان به خاطر حضور طولاني آثار جنگ در زندگي روزمره شان مي توانند به سطوح خاصي از شناخت زندگي ،جامعه و انسان دست يابند . امكاني كه براي ديگران به راحتي در دسترس نيست.

اين امر ويژه ما نيست بلكه تجربه اي جهاني است.آنان كه جنگ را از نزديك نديده اند كمتر با آن ارتباطي احساسي برقرار مي كنند و فراتر از آن ،از آنجا كه جنگ تجربه اي است تلخ ،مربوط به گذشته و قديمي، ترجيح مي دهند خود را با موضوعات ديگري سرگرم كنند.گاه حتي از صحبت كردن و انديشيدن درباره جنگ مي گريزند.چرا بايد به امر تلخي بپردازند، هنگامي كه موضوعات شيرين و سرگرم كننده در كنارشان فراوانند!!؟ يا شايد بدين طريق انكارش ميكنند!؟

تجربه هاي جنگ در هر كجا كه باشند، با همه مقياس هاي متفاوتشان از يك جهت مشابه اند.سرزمين ها را ميتوان دوباره ساخت،خانه ها و شهر ها را بنا كرد،مزارع را زير كشت برد،كارخانه ها را دوباره راه اندازي كرد و چرخ زندگي عادي را بگردش در آورد.آنان كه رفته اند و فنا شده اند در قالب يادمان هاي عظيم ،يادواره سربازان گمنام،نقش هايي در ميدان ها،نام هايي بر كوچه ها و خيابان ها و در دل نزديكانشان ماندگار مي شوند.عده اي اما زنده مي مانند ، در كنار ما و همراه ما.براي آنان اما زندگي مانند عموم به حالت عادي باز نمي گردد.جنگ آنجا به سادگي فراموش نمي شود.آنجا و تنها آنجاست كه تجربه هاي جديد ، آغاز مي شود.

آنجا كه بازماندگان جنگ هرگز تعادل رواني خود را باز نمي يابند.آنجا كه قربانيان سلاحهاي شيميايي به طور روزمره با مرگ و زندگي دست و پنجه نرم مي كنند، آنجا كه فقدان عضوهايي از بدن چالش زندگي روزمره گروه بزرگي است.براي آنان جنگ با روزمرگي پيوند مي خورد.آنجاست كه اين خشونت ها همه روزه، از طلوع آفتاب تا غروب و سپس از غروب تا طلوع حظور دارد.جائيكه زندگاني مهر و نشان جنايات را تا سال ها به همراه خواهد داشت.جائيكه جنگ حضوري دارد به ماندگاري يك طول عمر!!!

مينو از جمله انسان ها و هنرمنداني است كه  جنگ به زندگي خصوصي اش را يافته است. اين موضوع اعماق وزواياي روحي او را به خود مشغول داشته. كارهاي او در مجموعه حاضر نشان ميدهد كه موضوعي چنين دور از ذهن چه راحت ميتواند هنرمندانه بر تابلوها نقش بندد.و چه بسا سهمي در گسترش مرزهاي هنر داشته باشد، او از اين جهت به دسته اي از هنرمندان تعلق دارد كه استثنا ومنحصر بفرداند. منحصر بفرد و ويژه اند به خاطر سهم ويژه شان از پديده اي بنام جنگ.

اين تنها پاي مصنوعي  نيست كه نقاش را اين چنين درگير مي كند، زندگي روزمره در كنار آن و حضور اين جسم بي جان هر لحظه مي تواند محرك احساسات وانديشه نقاش باشد.اينكه سر منشا وجود اين جسم در زندگي اش جنگ است وي را به هزاران وادي احساس و انديشه و شناخت مي كشاند.بنظر مي آيد كه گاه در آن عوامل اجتماعي يا سياسي را مي بينيد.و هزاران انساني كه در طول تاريخ اين چنين رنجبار زيسته اند.

اما بيشتر چگونگي ارتباط شخصي نقاش است با اين جسم مصنوعي  كه روي بوم ظاهر ميشود جسمي مصنوعي به عنوان بخشي از انسان كه شايسته دوست داشتن است، اما بدلي است از فلز وچوب  و پلاستيك كه همواره بخش واقعي از دست رفته را به ياد مي آورد.

گاه اين پاي مصنوعي ،آنچنان بر بوم ضبط ميشود كه گويا تفكر و انديشه اي براي به تصوير كشيدنش وجود نداشته بلكه به خاطر حضور مداوم اش  در زندگي نقاش بخودي خود روي كاغذ مي آيد و به طور سيالي راه خود را به روي بوم باز مي كند.گاه نيز در سكوتي سرشار گويي كارهايش سوالي است كه ميپرسد من كيستم ، تو كيستي، اين چنين با ما ،در ميان ما ودر كنار ما؟

نقش هاي بسيارش هيچگاه جنسيت و مصنوعي بودن پا را مخفي نمي كند، اما همواره نوعي زنده بودن را به راحتي به نمايش مي گذارد.مصنوعي است ولي بسيار زنده بنظر مي آيد. به علاوه در پي برانگيختن ترحم يا احساس رقت و دلسوزي نيست،هم جنگ پذيرفته شده و هم پاي مصنوعي ،زندگي همچنان ادامه دارد.
در عين حال نقاش با صرف سال ها از زندگي خود در پرداختن به اين موضوع به خوبي مي دانسته كه اين گونه كارها تجربه ايست شخصي و متعاقباً به بازار عرضه و تقاضاي هنر چندان بهايي نميدهد.

كارهايش نه فريادهاي بلند و خشمگينانه عليه جنگ اند نه بيانيه هاي اعتراض آميز به اين زندگي فاني . كارهايش در سكوتي سنگين انعكاس پذيرش، كنار آمدن و شناخت زندگي است. وشايد تنها به همين دليل ساده پر قدرت اند،تاثيرشان عميق تر و حتي وسيع تر از هر اعتراض است.وسعت تاثير كارهايش به خاطر آنست كه يكي از عام ترين و جهاني ترين مباحث زندگي انساني را بسيار ساده و بي ادعا به تصوير مي كشد.آنقدر ساده كه چه جنگ را چو من ديده باشي و يا نه ، بيننده اش را به تامل و تفكر ميكشاند.بر گوشه و زواياي عميق و ناشناخته درون وي اثر مي گذارد و به آنچه مي خواهد جلب مي كند.

بنظرم كارهاي مينو از اين جهت بسيار جهاني است . بيننده هاي آن از هر كجاي دنيا كه باشند ،در مقابل تابلو هايش مسائل را آشنا مي يابند. مهم نيست كه اين ملت ها در مقابل هم و در دو جانب خط جبهه بوده باشند، مهم آنست كه با انعكاس جنگ و        پي آمدهاي دير پاي آن در زندگي خصوصي، بازماندگانش مسائل مشترك و روند شناخت مشتركي را طي كرده اند.اين روند حاصل تجربه ايست كه تنها بخشي از جامعه زير چرخ هاي پر سرعت و بيرحم زندگي دنياي صنعتي امروز بدست مي آورد.
زندگي اينچنين را نمي توان بسادگي با ديگران در ميان گذاشت.كلام در اين باره به هر حال تمام ابعاد آن را منعكس نمي كند.بسيار است آنچه در سينه حبس مي ماند و وي را به صبر و سكوت مي كشاند.

اينگونه زندگي به جاي آسيب پذيري و شكست براي وي به قدرت عميق بيان تصويري از تجربه اش انجاميده است، وي توانسته از جنگ كه يكي از تلخ ترين خشونت هاي ممكن در اين زندگي خاكي است در تنهايي چيزي بياموزد كه به درخشش و شكوفاي اش بيانجامد. اين شناخت در پايان هديه و موهبتي براي اوست.
(( موهبتي )) كه تنها سخت كوشان و سخت جانان مي توانند از اين پديده ويرانگر و مرگ آور بدست آورند.اميدوارم آن است قابليتي كه مينو امامي در رويارويي  با اين اهريمن كسب كرده، بتواند در آينده نيز به موفقيت هاي بيشتر وي بيانجامد.

siamak.ahi@gmail.com

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

هيچ گونه اجازه ای برای هر نوع استفاده از نقاشيها و تصاوير ارايه شده به جز مشاهده شخصی آنها در سايت, بدون گواهی کتبی نقاش وجود ندارد. متخلفين موجب بند 5 از ماده 2 قانون حمايت از حقوق مولفان, مصنفان و هنرمندان تحت پيگرد قانون قرار ميگرند.

Copyright ©2003 Minoo Emami. All rights reserved.
painting are not licensed for any use other than personal viewing on this site without the express written permission of the author.